تبليغاتX
دلیجان من
بررسی و نقد مسائل فرهنگی و اجتماعی شهرستان دلیجان

 

به نام خداوند یکتایی که انسان را از گلی بدبو آفرید و از روح خود در او دمید و او را  زنده کرد . انسانی که اعتبارش به واسطه همان امانت الهی یعنی روح ا... است نه جسم خاکیش که اگر این نبود فرشتگان آسمانی با آن سابقه دیرین ستایش و تقدیس پروردگار مجبور نبودند در مقابل او سر تعظیم فرود آورند .

دوستان عزیز !

هرگاه به مناسبتی خاص برای جمعی از انسانها دور هم جمع می شویم و یادی را تازه می کنیم خیلی خوب است که در نظر داشته باشیم این انسان با هر دین و مذهب ، هر زبان و هر ملیت یک انسان است انسانی که با خود گوهر عظیمی چون روح خدا را یدک می کشد پس رنگ و توانایی یا ناتوانی آن اهمیتی ندارد . آنچه که مهم است این است که او از جنس بشر و وامدار خداست ، دارای ارزش ، احترام ، کرامت و بزرگی است . یادمان باشد که احترام و بزرگداشت هر انسانی فقط مربوط به یک روز خاص نیست . زمانی می توانیم ادعا کنیم برای عزیزانمان ارزش قائلیم که در هر شرایطی بودنشان را ببینیم و از بودنشان لذت ببریم و به حقوقشان احترام بگذاریم . روز 12 آذر روز جهانی معلولین بود . یک روز جهانی که در سراسر دنیا گرامی داشته می شود اما در اکثر جوامع تکریم این قشر خاص محدود به همین روز نمی شود و قانون که مجریان مقید به خود را نیز پشت سر دارد یک زندگی با آرامش و توام با احترام را برای آنان ساخته است و باعث شده عملا هیچ تفاوتی بین سالم و ناتوان در این جوامع وجود نداشته باشد . در این سرزمین نیز قانون جامع و کاملی را برای حمایت از معلولین تصویب کرده اند اما می توان گفت این قانون بیشتر آرشیوی است و کمتر مواردی از آن وجود دارد که به نحو احسن اجرا می شود .

توصیه این حقیر به مسئولین از ارشد نظام گرفته تا مدیران شهرستانی ، وکلای مردم و حافظان و ضابطان قضایی همه و همه این است که از درخت قانون گلش را نچینند و خارش را در چشم کسانی باقی نگذارند که خود به نحوی خار جامعه معلول شده اند . عملکرد ما باید به گونه ای باشد که با وجود پشتوانه فرهنگ اصیل ایرانی و مضامین بلند اخلاقی اسلامی ، الگوی مناسبی در احترام به حقوق انسانها در تمام دنیا باشیم نه اینکه ناباورانه شاهد آن باشیم که  در جوامعی که کمترین ادعای اخلاقی را دارند بیشترین احترام به انسانها گذاشته می شود . به امید آن روزی که حرف و عمل همه ما یکی باشد .

انشاالله

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 18:45  توسط رحمان دلاوری  | 

 

اداره سلامت غذایی و دارویی امریکا (FDA)  مجوز درمان ضایعات نخاعی گردنی با استفاده ازسلولهای بنیادی را صادر کرد .

اولین درمان با استفاده از سلولهای جنینی بنیادی که برای تست روی انسان مجوز FDA  را دریافت کرده است نشان داده که فعالیت اندام تحتانی بیماران ضایعه نخاعی گردنی را ترمیم می کند  . این یافته   می تواند برای درمان کلیه ضایعات نخاعی گردنی توسعه یابد .

FDA  در ژانویه 2009 به شرکت گرون واقع در منلوپارک کالیفرنیا مجوز تست سلولهای بنیادی روی افرادی که در ناحیه توراسیک ستون فقرات ( پایین تر از گردن ) دچار ضایعه نخاعی شده اند را صادر نمود . اما تلاش آنها برای صدور مجوز عمل ضایعات نخاعی گردنی بی نتیجه ماند .  زیرا تست اولیه آن بر روی موشهای آزمایشگاهی کامل نشده بود .

نتایج مطالعات گردنی اخیرا در ژورنال سلولهای بنیادی ( Stem Cells ) به صورت آنلاین قابل دسترسی است .

آقای هانی کرستید استاد و پژوهشگر این پروژه در دانشگاه اروین کالیفرنیا امیدوار است که FDA  مجوز

تست بالینی هر دو نوع ضایعه ( گردنی و توراسیک ) را سریعا صادر نماید . حدود 52 درصد از ضایعات نخاعی ، گردنی و 48 درصد توراسیک هستند .

دکتر کرستید طراح اصلی این مطالعه می گوید :

(( افراد دارای ضایعات گردنی اغلب قدرت حرکت ، کنترل ادرار و مدفوع و توانایی جنسی خود را از دست می دهند و تاکنون درمان موثری برای آنها وجود نداشته است . این اتفاق یک چالش جدی خواهد بود . حتی اگر درمان بخشی از این معضلات در انسان اتفاق بیفتد بسیار هیجان انگیز و امیدوار کننده خواهد بود . ))

 

موشهایی که دارای ضایعه نخاعی گردنی بودند یک هفته پس از درمان 100 درصد توانایی حرکتی خود را بازیافتند . توانایی حرکتی آن دسته از موشهایی که خفیف نبود تا 38 درصد افزایش پیدا کرد . در مجموع توانایی موشهای درمان شده تا 97 درصد بهبود پیدا کرد .

روش درمانی داشنگاه اروین کالیفرنیا ( UCI ) از سلولهای بنیادی جنینی انسان با هدف تولید سلولهای نخاعی که الیگولن دروسیت نامییده می شود استفاده میکند . این سلولها بلوکهای ساختمانی میلین ( چربی غلاف عصبی ) بوده که روکش بیولوژیک فیبرهای عصبی هستند و در عملکرد صحیح سیستم اعصاب مرکزی نقش حیاتی دارند . زمانیکه میلین به علت آسیب نخاعی از بین می رود ، فرد به فلج اندام تحتانی مبتلا می شود .

آقای کرستید و همکارانش در دانشگاه اروین کالیفرنیا کشف کردند که سلولهای بنیادی نه تنها میلین ازبین رفته را بازسازی می کنند بلکه همچنین از مرگ بافتهای عصبی جلوگیری کرده و باعث رشد مجدد فیبر عصبی می شوند . آنها همچنین سیستم ایمنی بدن را تقویت می کنند .

 

آقای کرستید می گوید : این پیوند یک محیط شفابخش را در طناب نخاعی ایجاد می کند .

 

منبع : دانشگاه اروین کالیفرنیا ( UCI )

برگردان : رحمان دلاوری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 11:21  توسط رحمان دلاوری  | 

همانطور که قبلا نیز گفته بودم قصد دارم درباره توسعه شهرستان دلیجان و دغدغه های آن مطالبی را بنویسم . شاید توجه به جمعیت محدود و وسعت ناچیز فعلی شهر در مقایسه با شهرهای بزرگ کشور پرداختن علمی به چالشهای توسعه آن را بی تاثیر و وقت تلف کردن جلوه دهد اما آنچه که از اهمیت بالایی برخوردار است این است که  این شهرستان با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی که در آن قرار دارد در آینده ای نزدیک شاهد تحولات سریع خواهد بود . واقع شدن در جوار شهرهای بزرگی چون تهران ، اصفهان و قم مسئولان عالی مملکت را بر آن خواهد داشت که به خاطر مشکلاتی چون تراکم جمعیت و صنایع در آن شهرها به فکر انتقال سازمانها و موسسات دولتی ، صنایع وابسته و کارگاههای بعضا آلاینده به شهرهای همجوار باشند . کما اینکه در سالهای گذشته شایعه انتقال بعضی وزارتخانه ها و موسسات آموزشی و دولتی به خارج از تهران قوت گرفت و حتی هنوز هم تصمیم انتقال پایتخت در هیئت دولت منتفی نشده و یکی از گزینه های بسیار مهم مکانی آن ، محدوده مرکزی و فاقد گسل زلزله حد فاصل سلفچگان تا مورچه خورت اصفهان ( که دلیجان در قلب آن قرار گرفته ) می باشد . قرار گرفتن شهرک بزرگ صنعتی قم در نیزار ( 40 کیلومتری دلیجان ) ، احیای مسیر مواصلاتی کاشان – همدان در آینده ای نزدیک و عبور راه آهن سریع السیر تهران – اصفهان ، آماده شدن غار توریستی چال نخجیر دلیجان برای بازدید عموم و ... همه و همه حکایت از آن دارد که دلیجان در آینده ای نزدیک قابلیت تحولی بزرگ را خواهد داشت . اما یک سوال اساسی در اینجا مطرح است و آن اینکه آیا توسعه ناگهانی شهر امری مطلوب خواهد بود یا خیر ؟

آنچه که واضح و روشن است توسعه ، شهر را با چالشها و فرصتهای گوناگون روبرو خواهد کرد . رونق بازار کار ، افزایش امکانات رفاهی ، درمانی و آموزشی و تفریحی جنبه پر زرق و برق توسعه و افزایش هزینه های زندگی ، آسیب های اجتماعی ، کاهش امنیت و تهدیدهای زیست محیطی و ... روی دیگر این سکه خواهد بود . با توجه به مواردی که ذکر شد توسعه امری اجتناب ناپذیر است و آنچه که اهمیت دارد مدیریت صحیح آن می باشد . فرصت شناسی ، آگاهی از چالشهای توسعه و استفاده از روشهای علمی بهره گیری از فرصتها و کاهش چالشها در مدیریت هر چه بهتر توسعه ضرورت دارد . اما قبل از آن آشنایی با مفهوم توسعه پایدار شهری و الزامات آن به ما کمک می کند که با دیدی باز از توسعه استقبال  و آن را مدیریت کنیم . در ذیل مقدمه ای از توسعه پایدار شهری و  وضعیت آن در ایران را بیان و در مطلب آینده به برنامه ریزی صحیح و آینده نگر و بررسی مولفه های توسعه شهری خواهیم پرداخت . آشنایی با این مفاهیم به مدیران کمک خواهد کرد که با چشمی باز مخاطرات توسعه را شناسایی و معضلات آتی  ناشی از آن را به حداقل رسانند. برای درک بهتر اهمیت این موضوع بد نیست  توسعه بی برنامه شهر اراک و معضلاتی که امروز  این شهر با آن درگیر است را آئینه عبرت قرار دهیم .   

  برنامه ريزي و توسعه پايدار شهري در ايران


جمعیت انسانها روی کره زمین رشد صعودی شتابانی را به خود گرفته است و با توجه به اعمال خودسرانه و خودخواهانه بشریت در روی کره زمین باعث ایجاد آلودگیهای مختلف و تهدیدی برای خود انسانها و دیگر موجودات ساکن آن شده است. امروزه با توجه به آلودگیهای متفاوتی که به علل گوناگونی از جمله فرایند صنعتی شدن، استفاده بی رویه و غیراصولی از منابع و... بر روی این کره خاکی بوجود آمده، رشد زیاد جمعیت و کمبود منابع برای ادامه زندگی نسل حاضر و نسلهای آینده، باعث ایجاد تغییراتی در دیدگاهها و نقطه نظرات توسعه شده است. دیدگاهی که در کنار رسیدن به توسعه اقتصادی- اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی انسان، ارزش و اعتباری ویژه برای حفظ کیفیت محیط زیست انسانها و سایر موجودات قائل است. در بحث برنامه ریزی شهرها که محیط زندگی عده کثیری از انسانها می باشند نیز مباحث تئوریک و عملی این نظریه وارد شده است . واژه توسعه پایدار در مفهوم گسترده آن به معنی اداره و بهره برداری صحیح و کارآمد از منابع پایه، طبیعی، مالی و نیروی انسانی برای دستیابی به الگوی مصرف مطلوب است که با بکارگیری امکانات فنی و ساختار و تشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسل امروز و آینده بطور مستمر و رضایت بخش امکان پذیر می شود.

 نظریه توسعه پایدار شهری، حاصل بحث های طرفداران محیط زیست درباره مسایل زیست محیطی بخصوص محیط زیست شهری است. این نظریه موضوعهایی از قبیل جلوگیری از آلودگیهای محیط شهری و ناحیه ای، کاهش ظرفیهای تولید محلی، ناحیه ای و ملی، حمایت از بافتها و عدم حمایت از توسعه های زیان آور و از بین بردن شکاف میان فقر و غنی را مطرح می کند. همچنین راه رسیدن به این اهداف را برنامه ریزیهای شهری- روستایی، ناحیه ای و ملی که برابر قانون، کنترل کاربریها و کنترل بیشتر در شهر و روستاست می داند، این نظریه به مثابه دیدگاهی راهبردی به نقش دولت در این برنامه ریزیها اهمیت بسیاری می دهد و معتقد است دولت باید از محیط زیست شهری حمایت همه جانبه ای کنند . توسعه شهری پایدار سلامت اجتماعی و اکولوژیکی بلندمدت شهرها را بهبود می بخشد بر این اساس راستاهای اصلی پایداری شهری باید زمینه هایی از قبیل احیاء سیستمهای اکولوژی بومی و طبیعی، اقتصاد پایدار، کاربری فشرده و با کارایی بیشتر، وسیله نقلیه شخصی کمتر دسترسی آسانتر، استفاده درست از منابع، حفظ فرهنگ بومی و محلی، مشارکت مردمی و خودجوش، اکولوژی اجتماعی سالم، مسکن و محیط زندگی مناسب را دربرگیرد.


  مولفه های مورد نظر توسعه پایدار به شرح دیل می باشد :


   1-  زنده نگه داشتن سیستم های بومی و طبیعی    
   2-   کاربری فشرده با کارایی بیشتر

   3- حفظ فرهنگ بومی و محلی

   4- مشارکت مردم در سلامت اجتماعی

    با برنامه ریزی شهری پیشرفته فاصله داریم

با توجه به موارد فوق و مشاهده واقعیت های شهرهای ایران می توان نتیجه گرفت که شهرنشینان در شهرهای مختلف به اقتضای شرایط محیطی، اجتماعی و اقتصادی خاصی که دارند نیازهای متفاوتی با یکدیگر داشته و از آنجایی که برنامه ریزیهای گوناگون و متنوع نیز لازم است تا (برنامه ها و طرحهای تصویب شده) بتواند به بهترین صورت ممکن پاسخگوی نیازهای شهرنشینان باشد و بدون ایجاد کمترین آسیب ها و داشتن کمترین پیامد منفی چه از نظر اقتصادی - اجتماعی و چه از نظر زیست محیطی، به ارتقاء کیفیت زندگی شهرنشینان بپردازد.


    اما بررسی محتوای طرحهای مختلف شهری که در ایران تهیه می شود بیانگر این مطلب است که بین برنامه ریزی شهری در ایران و اصول توسعه پایدار شهری که در بالاذکر شده است تفاوت چشمگیری وجود دارد و براحتی می توان دریافت که فرآیند کنونی برنامه ریزی شهری در ایران در چارچوب اصول توسعه پایدار جای نداشته و ندارد.
    برنامه ریزیها در ایران براساس یک طرح با محتوای از پیش تعیین شده با چارچوب غیر قابل انعطاف و ثابت و معین برای تمامی شهرها شکل می گیرد، با این وضعیت مسلماً در برنامه ریزیهای شهری در کشور با مسایل و مشکلات عدیده ای مواجه می شویم که این نکته را در ذهن تداعی می کند که روند برنامه ریزی شهری در ایران در قالب اهداف توسعه پایدار و اصول پایدار آن حرکت نمی کند و از اهداف موردنظر این توسعه فاصله دارد.

 

 


    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:51  توسط رحمان دلاوری  | 

امروزه فعالیت وبلاگهای مختلف در دنیای مجازی  که هر کدام دارای کارکردهای مختلفی هستند انقلاب بزرگی را در شیوه  اطلاع رسانی به وجود آورده که البته مثل اشکال مختلف فن آوری خوبیها و بدیهای زیادی را با خود به همراه داشته است . استقبال از این دنیای نوظهور چاره ای جز ناچاری برای همه ما ندارد و بهتر است به جای شنا کردن بر خلاف آب همراه آن شویم و از فرصتهایی که برایمان ساخته نهایت استفاده و  بهره را ببریم . با این مقدمه  قصد دارم اشاره ای به وبلاگهای هم ولایتی داشته ، به آنها خدا قوت و خسته نباشد می گویم   و از اینکه خود را در میان  آنها می بینم جای بسی افتخار و خوشحالی است . به اعتقاد اینجانب در حالیکه به دلیل محدودیت در انتشار مجلات و روزنامه های محلی  امکان اظهار نظر در مورد ابعاد مختلف شهرستان و بیشتر از آن سلب شده است حضور در دنیای مجازی  و دسترسی به وبلاگهای مختلف هم ولایتی فرصتی را به وجود آورده که از اخبار روز شهرستان مطلع وبا دیدگاهها ، اظهار نظرها و انتقادات مختلف   همشهریانمان از وضعیت شهر و شهرستان  آشنا شویم  .

با عنایت به اینکه مسئولین محترم شهر در نظام مردم سالار دینی به انجام وظیفه مشغول بوده و  خود را خادم  و پاسخگوی مردم می دانند و از طرفی لازمه  خدمت صادقانه و موثر به مردم آگاهی از دیدگاهها و  نیازهای واقعی آنان و مشارکت دادن آنان در سرنوشتشان است بهتر است این فرصت را غنیمت شمرده و با استقبال جدی از فضای به وجود آمده از ساده ترین و ارزانترین کانال ارتباطی با مردم از یک طرف به عملکرد بهتر خود کمک نمایند و از طرف دیگر اعتماد عمومی و اعتلای جامعه را تقویت نمایند . البته اینگونه ارتباطها در جامعه ای که 2500 سال استبداد شاهنشاهی را تجربه کرده  و به نوعی به آن فرهنگ عادت ریشه ای کرده می تواند با چالشهای جدی روبرو شود از این رو بسیاری ترجیح می دهند تا آنجا که امکان  دارد از تغییر وضعیت موجود بر حذر باشند اما از این و اقعیت هم نباید گذشت که تا از تغییر استقبال نکنیم رشد و توسعه  در هز زمینه ای فقط یک آرمان و آرزو است . جامعه پویا همراه خود شادابی و نشاط و انگیزه مضاعف مردم را به سوغات می آورد. فراموش نکنیم که مهمترین و زیربنایی ترین عامل توسعه در هر ملتی نیروی انسانی آن است . شاید بارزترین مثال اشاره به نقش مردم ژاپن و آلمان در رشد و توسعه کشورشان بعد از جنگ جهانی دوم باشد . در اصل این مردم بودند که با اراده جدی خود توانستند سرنوشتشان را عوض کنند . حال اگر تعامل مدیران جامعه با محرکان اصلی رشد و توسعه به شکل درستی برقرار نشود چه بخواهیم چه نخواهیم هیچ اتفاقی نمی افتد  و همه چیز در حد حرف و شعار باقی خواهد ماند . این همان چیزی است که کلام وحی زینت بخش همین وبلاگ نیز بر آن تاکیدی برگشت ناپذیر دارد .

اگر خدا کمک کند در آینده در این باره  بیشتر می نویسم اما به عنوان یک برادر کوچک خواهشی از دوستان وبلاگ نویس  دارم مبنی بر اینکه با محور قرار دادن وجدان انسانی خویش به نقد و اظهار نظر منصفانه پرداخته و با حفظ خویشتنداری و احترام به نظر مخالف روحیه تحمل و انتقاد پذیری که لازمه اصلی رشد شخصیت فردی و اجتماعی است را در خود تقویت نمایند . پایین بودن آستانه تحمل و بد قضاوتی و پیش داوری بزرگترین دشمن ماست از آن بپرهیزیم تا بر هر دشمنی غالب شویم !         

ارسطو گفته است، "این یک نشانه ذهن فرهیخته است که بتواند بدون قبول کردن یک فکر آن را بررسی کند." گوش دادن به ایده های سایرین شاید ساده نباشد اما می تواند راهی بسیار ارزشمند برای یاد گرفتن چیزهای تازه یا تغییر دیدگاه خود نسبت به زندگی باشد.

بنده در ادامه سخن اول این وبلاگ و در محدوده اندک دانش خود قصد دارم به بررسی فرصتها و چالشهای توسعه پایدار شهری در حوزه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، زیست محیطی و ... بپردازم زیرا باور دارم که توسعه زمانی مطلوب خواهد بود که به طور همزمان به ابعاد مختلف نگاهی عادلانه ، فعال و همزمان داشته باشد ...

به دلیل آنکه معلومات بنده کفایت این مهم را نمی نماید صادقانه اعلام می کنم درب این وبلاگ به روی همه دوستان آگاه و دلسوز باز است و البته اجابت هر دعوتی در این زمینه را برخود فرضی استوار می دانم .

در پایان امید آن دارم که به فضل و الطاف الهی ، اراده فعال مدیران جامعه و مشارکت خودجوش مردم ، این شهرستان در آینده ای نزدیک در جایگاهی که سزاوار آنست قرار گیرد .

انشاا...

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:10  توسط رحمان دلاوری  | 

دیروز مطلبی از طرف یکی از دوستان برای من ارسال شد که احساس کردم خواندنش برای شما هم خالی از لطف نباشه . انشا الله بدآموزی نشه وساعت کار هفتگی ادارات به کمتر از2 ساعت نرسه!

 

جنبش آهستگی به سبک اروپایی

 

 

 

١٨ سال پیش من در یک شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اینجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول می‌کشد تا نهایى شود، حتى اگر ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتایج فورى و آنى باشیم. و این مشخصاً با حرکت کند سوئدی‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، بحث می‌کنند و خیلى به آرامى کارى را پیش می‌برند. ولى در انتها، این شیوه همیشه به نتایج بهترى می‌انجامد. به عبارت دیگر:
1- سوئد در حدود 450000 کیلومتر مربع وسعت دارد.


2- سوئد حدود 9 میلیون نفر جمعیت دارد.


3- استكهلم، پایتخت سوئد كه به پایتخت اسكاندیناوی نیز مشهور است حدود 78000 نفر جمعیت دارد.


4- ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون برخى از شرکت‌هاى تولیدى سوئد هستند.



اولین روزهایی كه در سوئد بودم، یکى از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشین شخصى به سر کار می‌آمدند.



روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آیا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک می‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟



او در جواب گفت: براى این که ما زود می‌رسیم و وقت براى پیاده‌رفتن داریم. این جاها را باید براى کسانى بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو این طور فکر نمی‌کنی؟


میزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنید.


این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). این جنبش می‌گوید که مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند، وقت کافى براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سریع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار می‌گیرد. غذاى آهسته پایه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بیزنس طرح شده و یک "اروپاى آهسته" نامیده شده است. این جنبش اساساً حس شتاب و دیوانگی به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زیر سوال می‌برد. نهضتى که کمیّت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار می‌کنند امّا از آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها مولّدترند. آلمانی‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقلیل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت تولیدشان ٢٠ درصد افزایش یافته است. این گرایش به آهستگى و کند کردن جریان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمریکائی‌ها را هم جلب کرده است.


البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن یا بهره‌ورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام کارها با کیفیت، بهره‌ورى و کمال بیشتر، با توجه بیشتر به جزئیات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بیشتر است. به معنى چسبیدن به حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف نشده است. به معنى بها دادن به یکى از اساسی‌ترین ارزش‌هاى انسانى یعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محیط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت می‌برند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که توقف کنیم و درباره این که چگونه شرکت‌ها به تولید محصولاتى با کیفیت بهتر، در یک محیط آرامتر و بی‌شتاب و با بهره‌ورى بیشتر نیاز دارند، فکر کنیم.


بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر زمان می‌گذرانیم امّا تنها هنگامى به آن می‌رسیم که بر اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم. بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آینده هستیم که زندگى خود را در حال حاضر، یعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش می‌کنیم.

برای توجیه این مسئله به یک مثال خیلی عادی در ایران خودمون بسنده می کنیم. این عکس اشاره ای داره به نوع فاتحه دادن این بنده ی خدا بر سر مزار یکی از رفتگانش! در دنیای به سوی جهانی شدن یا همان مدرنیته یعنی اینقدر وقت کم است که حتی نمی توان برای چند دقیقه ای از روی مرکب پیاده شد و با آرامش ذکری گفت؟! البته در دنیای پر شتاب فعلی، سنت و اعتقادات هم دخیل است و موجب میشه در هر صورت ذکر را بخوانیم و رفتگانمون رو دست خالی تنها نگذاریم البته به هر طریق ممکن حتی با سرعت ADSL2 !

 

 

همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار می‌کنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگى کنیم.

 به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى است که براى تو اتفاق می‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ریزی‌هاى دیگرى هستى.


به شما بخاطر این که تا پایان این مطلب را خواندید تبریک می‌گوئیم. بسیارى هستند که براى هدر ندادن زمان از وسط مطلب آن را رها میکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 9:58  توسط رحمان دلاوری  | 

(( به نام خالق زیبایی ها ))

اینجانب به رسم دلسوزی و انجام تکلیف شهروندی و با اعتقاد راسخ به اینکه تغییر و تحولات یک جامعه در گرو خواست ، حرکت و تلاش صادقانه و آگاهانه تک تک افراد آن جامعه اتفاق می افتد و گاها لازم است مطالب و موضوعات مهمی که در پیشرفت جامعه و بهبود معیشت ساکنان آن تاثیر غیر قابل انکاری دارند از طریق مردم به مسئولین انعکاس داده شوند و از این  طریق به نوعی در اثربخشی بیشتر آن حوزه مدیریتی که پیشرفت و آبادانی جامعه را به همراه دارد مساعدت شود  بر خود لازم دانستم که ابتدا اشتیاق و علاقه خویش به آبادانی این شهر که تا امروز به دلیل بعضی سوء مدیریتها ، کم لطفی ها و نظرتنگی ها حداقلی از استعداد و لیاقتش را بروز داده است را اعلام و مواردی را به استحضار خوانندگان برسانم .

شاید کمتر شهرستانی مانند دلیجان در این مرز و بوم وجود داشته باشد که با کمترین هزینه ها از  قابلیت ها و مزیتهای استثنایی توسعه و پیشرفت برخوردار بوده اما به دلایل مختلفی ( نظیر عدم آگاهی و حساسیت مسئولین به این قابلیتها ، بعضی ملاحظات بی دلیل و غیر منطقی سیاسی ، امنیتی ، فقدان رجال سیاسی دارای تعصبات و تعلقات بومی ، محدودیت اختیارات قانونی مسئولین محلی که ناشی از تمرکز تصمیم گیریها در مرکز حکومت می باشد و عدم وجود یک ساختار مشخص و روش مند برای بررسی و بهره گیری از  قابلیتها ، مزیتها و فرصتهای ناب و عدم انعکاس درست این موارد به مراجع بالاتر دولتی و .... ) فرصتها یکی پس از دیگری ازر بین رفته یا در حال از بین رفتن است . در این رهگذر می توان به عنوان مثال به مواردی از این فرصتها اشاره نمود :

1-    قابلیت بسیار خوب جذب منابع مالی بخش خصوصی در حوزه های مختلف صنعت ، گردشگری ، کشاورزی و امور شهری

2-    قابلیت بسیار خوب برای توسعه کمی و کیفی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی 

3-  استعداد  بی نظیر شهرستان در تبدیل شدن به یک مرکز مهم  و محوری توریستی و گردشگری کشور ( با توجه به وجود غار چال نخجیردر شهرستان و همجواری با امام زادگان والا مقام و مشهور و شهرهای محلات ، اصفهان  و کاشان )

4-  قابلیت کم نظیر جذب پروژه های بزرگ ملی نظیر صنایع مادر  ،  صنایع حاضر در زنجیره تامین صنعت خودروسازی  ، پالایشگاه ، پتروشیمی ، صنایع تبدیلی  و بسته بندی و .....  به دلیل همجواری با خطوط انتقال گاز کشور و آب قم ، مسیر شمال به جنوب کشور ، راه آهن تهران – اصفهان و معادن سنگ تزئینی و دسترسی آسان و ارزان به مواد اولیه و بازار مصرف که به علت صرفه جوییهای  اقتصادی جذابیت منحصر به فردی را ایجاد کرده است .

5-  وجود نیروی انسانی کارآفرین و خلاق و ریسک پذیر که علیرغم کمترین حمایتهای دولتی از این شهرستان توانسته است آن را در زمره برترین شهرستانهای استان از نظر اقتصادی ، کارآفرینی و معیشت قرار دهد.

  سخن این مقال زیر سوال بردن و بی ارزش کردن زحمات و تلاشهای مدیران حال و گذشته شهرستان  نیست و باید گفت پیشرفتهایی که تا به امروز اتفاق افتاده ناشی از دلسوزیها ، همکاریها و همدلیهای مردم و مسئولین در دوره های مختلف بوده است اما تاکید آن بر این است که این تلاشها بسیار کمتر از ظرفیتهای شهرستان و بیشتر پراکنده و متاسفانه بدون برنامه بوده است . اگر چه بسیاری دیگر ازدلسوزان ، عزیزان و مسئولین کم و بیش  به این موارد آگاهی وتاکید داشته اند اما کمتر کسی به راهکاری اساسی ، مدون و قابل اجرا جهت بهره گیری از آنها اشاره داشته است  بنابراین به نظر اینجانب لازم است که با تجدید نظر در روشهای مدیریتی گذشته   ( فارغ از جهتت گیریها و  جناح بندیهای  سیاسی  که تسری آن در مسایل شهری کاری بس اشتباه و گناهی نابخشودنی است  ) و بکارگیری یک روش برنامه محور با مدیریتی ذی نفوذ و مقبول همگان که از کلیه ظرفیتهای فکری و تخصصی نخبگان ، کارآفرینان ، خیرین ،  صاحبان فکر  و صنعت و مدیران بخش عمومی ، دولتی و غیر دولتی استفاده می کند زمینه لازم برای بهره گیری از قابلیتها و فرصتهای مذکور  و سبقت گرفتن از شهرستانهای رقیب را فراهم نمود . 

  مطمئن باشید گام برداشتن در این راه سند افتخاری برای بانیان آن ثبت خواهد نمود که ان شاءا... تجلی عملی آن در شهرستان برگ زرینی از همکاری و همدلی مسئولین و مردم را به یادگار خواهد گذاشت .  

 

 

                                                                                                                                                                              

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 14:0  توسط رحمان دلاوری  |